تبليغاتX
سوادکوه1400 - علی (ع) بعد از پیامبر اکرم (ص)
مقاله - عکس - خبر - تحلیل

بسمه تعالی

علی (ع) بعد از پیامبر اکرم (ص)

فاطمه شریفی (دبیر آموزش و پرورش سوادکوه) – دکتر نوربخش هاشمی

بعد از وفات پیامبر (ص)علی رغم تمامی قرائن و نصوص موجود بر حقانیت خلافت علی (ع) از لیلة المبیت تا یوم الغدیر و از حدیث منزلت تا واقعه مباهله و از بدرو احد و خندق تا خیبرو حنین ،تاریخ شاهد بزرگترین انحراف در تاریخ اسلام است.رجال مهاجر و انصار که در رابطه با پیامبر اکرم چهره حواری داشتند ،حالا با رفتن او چهره سیاسی پیدا کرده و رقیب سیاسی علی (ع)می شوند.هنوز پیامبر چشم از جهان نبسته بود که مدینه ناگهان صحنه کشاکش و کانون داغ توطئه های سیاسی شده و روح پیامبر که آهنگ رفتن کرد ،روح جاهلیت بازگشت و در کالبد بیروح مدینه دمیده شد. بدین سان محمد زدایی و علی زدایی و خاندان محمد زدایی شروع شد و کنار زدن بنی هاشم از قدرت شعاری شد که با صراحت عنوان می گشت ودربرنامه سیاسی آشکارا فلسفه آنرااینگونه بیان می کرد که :"پیغمبر از بنی هاشم بود و اگر جانشین او هم از بنی هاشم باشد قدرت برای همیشه در دست خاندان بنی هاشم باقی خواهد ماندو دست دیگران هیچگاه بدان نخواهد رسید." همین انگیزه کافی بود تا شیوخ مهاجر و انصار در سقیفه بنی ساعده گرد هم آیند و علی رغم اینکه علی (ع ) مشغول کفن و دفن آخرین مبعوث الهی است آنان در حال طراحی و ترسیم نقشه آینده سیاسی اسلام می شوند.این رویکردها یعنی بازگشت به گرایشهای جاهلیت و وابستگی های ریشه دار طبقاتی و قبایلی  و غریزی و سیاسی و از پس این بازی و مردم فریبی و تحریف و جعل و توطئه و خیانت در طول تاریخ آینده و اوج آن  در 50 سال بعد و واقعه جانسوز کربلا و کشتن فرزند پیامبر و و به اسارت گرفتن اهل البیت پیامبر آنهم با شعار ؛ان الحسین قتل بسیف الجده ،و کل یتقربون الی ا... بدمه و فجیع تر آز آن ساختن چندین مسجد به شکرانه شهادت حسین (ع) و 80 سال حکومت بنی امیه و حکومت قریب به500 ساله بنی عباس بنام اسلام و خلافت پیامبر و مکان ظلم و جور و عداوت و پستی و رذالت و انتقام جویی از بنی هاشم و شخص پیامبر و علی شد. چرااینگونه شد؟ چرا عرب جاهل و تازه مسلمان شده بدوی بجای تن دادن به وصیت نبی مکرم اسلام به رای گیری و مراجعه به خرد جمعی و دموکراسی متمایل شد؟ آنهم در جامعه ای که تعداد رای ها با تعداد راُسها برابر است و هنوز راُسها رای نشده و باندازه کافی به بلوغ و رشد نرسیده است و چون رئیس قبیله به یک نفر رای داد هزار راس دیگر یا ده هزار راس هم قبیله ای دیگر هم باید رای بدهند تا شیوخ به خلافت برسند و علی مظلوم تنها بماند و با غم از دست دادن پیامبرش و مرادش و پدرش و همسرش و حقش و چه میگوییم ؟ به همه چیزش. پاسخ به این چرا راهگشای حال و آینده و ترسیم کننده نوع نگاه شیعه به تاریخ و جامعه و دین و تربیت و انسانیت خواهد بود و نگاه به صف بندیها و جناح بندیهای بعد از فوت پیامبر نشان میدهد که حد اقل در دو صف داخلی و خارجی باید اوضاع را تحلیل و تشریح کرد : در صف بندی اول که اوضاع داخلی است حد اقل 4 دسته را می توان ذکر کرد ؛1) دسته قدرت طلب و تمامیت خواه و انحصار گرا شامل شخصیت هایی مانند :ابوبکر و عمر و عثمان و عبد الرحمان ابن عوف و سعد ابن ابی و قاص .2) دسته اصحاب کنزوثروت شامل ؛طلحه و زبیر و خالد بن ولید و مروان حکم و کعب الاحبار .3) دسته سوم گروه نفاق شامل ؛ ابوسفیان و معاویه و بعد ترعبدالملک  و حجاج .یعنی منافقین تازه مسلمان شده و بهتر بگوییم :تسلیم شدگان به اسلام که نه اسلام آوردند (اسلموا) بلکه تسلیم اسلام شدند (استسلمو) گروهی که هر لحظه در کمین اند تا اساس اسلام را برکنند و بیراه نیست که ابوسفیان در کشاکش خلافت رای به علی میدهد و حتی به وی پیشنهاد می کند (دعوتی کن تا مدینه را پر از سواره و پیاده حجاز کنم.) یعنی سپاه شرک و اشرافیت و جاهلیت را بنام دفاع از علی بیاورم وبه کام شرک شهد و شیرینی فتح را بنوشم و این است که علی بیدرنگ دست رد به سینه او می زند. 4) دسته چهارم علی و فاطمه و حسنین و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و ابو ایوب انصاری که فقط نامشان بیانگر منش پاکبازی خالص و حواری گونه آنها که در منش پیامبری است و نیاز به معرفی ندارند و البته دسته چهارم در محاصره مثلث سه دسته زر و زور و تزویر بودند. صف بندی خارجی شامل امپراطوری روم و ایران زخم خورده . در کمینند و مترصد فرصت تا این قدرت نوپا در تعاملات جهانی را هر چه زودتر محو کنند و اسلام نوزادی که تازه دردامان پیامبر پرورش یافته و نهال نوپایی است که زود باغبانش را از دست داده است و اما باید بماند و به شجره طیبه ای تبدیل شود تا کاروان بشریت در سایه سارش به آرامش و سکینه برسد.حال علی (ع) چه باید بکند ؟ چه چیزی باید جهت حرکت و مسیر برخورد او با این صف بندی آرا را مشخص کند؟ با شناختی که از علی بزرگ داریم جهت حرکت و مسیر او با دو هدف شکل میگیرد : الف ) حفظ اساس اسلام از دشمنان داخلی و منافقین و اصحاب جاهلیت جدید و اشرافیت تازه جان گرفته و بنا به فرمایش خودش در نهج البلاغه ندادن نیمه نوزاد اسلام به نامادری اش . ب) حفظ کیان اسلام ازدشمنان خارجی زخم خورده. با این دو هدف حقیقت خلافت علی (ع) در پای واقعیت مصلحت جامعه ذبح می شود و استراتژی حرکت علی مظلوم محدود کردن مبارزه بعد از انتخاب ابوبکرو عمر و عثمان و 25 سال نشاط و جوانی و شادابی علی قربانی حماقت مردم و قدرت پرستی و زر دوستی و ریاکاری جامعه شد . شگفت اینکه در طول این ربع قرن نه تنها وی حاکمیت را تضعیف نکرد بلکه با شرکت در جماعت و کمک فکری و مشورتی به قدرت اکثریت که به هر حال نماینده سیاسی اسلام  بودند را تحمل کرد تا وحدت جامعه حفظ شود .بدین شکل زندگی علی در 4 دوره زمانی خلاصه می شود : 10 سال پرورش در دامان پر مهر پیامبر و 23 سال جهاد برای مکتب و 25 سال تحمل برای وحدت (دو تکه نشدن نوزاد تا نیمه بیجان به دست مادر نیافتد) و 5 سال نبرد برای عدالت و در پایان نیز شهادت برای عدالت .علی که برای یتیمان ناشی از جنگ غصه می خورد که مبادا با شکم خالی بخوابند و علی که برای اجرای عدالت که حتی برای ظلمی که به  زن یهودی که تحت قیمومیت جامعه مسلمان چنان سیلی محکمی بر خود زد که ترس است جان خود را از آن سیلی به جان آفرین تسلیم کند و این علی همان خلیفه 5 سال است که با قبلش هیچ فرقی ندارد و آرمان مقدش حفظ اسلام محمدی و راهش تشیع علوی و علی خود شیعه است ؛شیعه محمد و ما مفتخریم شیعه علی و سربلند از پیروی این ایده ال از بدو خلقت تا ختم آن هستیم .علی و اولاد طاهرینش که نمونه های واقعی انسان کامل و تبلور اولوهیت خدایی بر زمین خاکی اند و ما قرن هاست سر بر دیوار گلین آنها می نهیم و در رثای وی می گرییم و التیام می یابیم. هیچ مذهب و تاریخ و ملتی چنین خانواده ای ندارد . خانواده ای که در آن، پدر علی است و مادر فاطمه و پسران حسنین و دختر زینب و به هیچ خانواده ای از جانب ملتی این همه عشق و اخلاص و ایمان و شعر و خون نثار نشده است . ملت ما بر گرد در و بام خانه گلین علی و فاطمه یک فرهنگ پدید آورده اند و بالاخره چه زیبا گفت معلم انقلاب که(اگر خدا را از طبیعت و علی را از تاریخ و معبد را از روی زمین بر داریم طبیعت قبرستانی متروک و تاریخ دالانی تاریک و زمین خاکروبه دانی سرد و زشت می گردد چنان است که گویی خورشید را از آسمان برداشته باشیم و یا روح را از اندام و یا نگاه را از چشم و یا معنی را از لفظ و یا گرما را از آتش و یا نور را از چراغ ...) چه وحشتناک است تصور طبیعت بی خدا و تاریخ بی علی و زمین بی معبد . چه خانه سرد و احمق و بیروحی است طبیعتی که خدا از آن رفته باشد چو شب تار و تاریک در زمستان است ،تاریخی که علی در آن رفته باشد و چو قبرستان عزادار و غمزده ایست وزمینی که در آن معبد نباشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 21:2  توسط عمران اکبرنژاد |